.

بی علاقگی دانش آموزان به مدرسه
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳٠ 

علل بی علاقه بودن به مدرسه

ترس و دلهره از عدم توانایی انجام تکالیف، مواجه شدن با چهره آموزگار جدید، آشنا شدن با دوستان و همکلاسی های جدید و ... مواردی هستند که همواره ذهن بعضی از کودکان را به خود مشغول می کند.

این گونه معضل به مرور زمان و پس از سپری شدن هفته های اول سال تحصیلی، برطرف می شوند و به این ترتیب جای نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت، اما عده ای دیگر از کودکان آن قدر از درس و مدرسه متنفر و بیزارند که این گونه کودکان هم برای خود و هم برای والدین و مربیانشان مشکل آفرین بوده ...


علل بی علاقه بودن به مدرسه

ترس و دلهره از عدم توانایی انجام تکالیف، مواجه شدن با چهره آموزگار جدید، آشنا شدن با دوستان و همکلاسی های جدید و ... مواردی هستند که همواره ذهن بعضی از کودکان را به خود مشغول می کند.

این گونه معضل به مرور زمان و پس از سپری شدن هفته های اول سال تحصیلی، برطرف می شوند و به این ترتیب جای نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت، اما عده ای دیگر از کودکان آن قدر از درس و مدرسه متنفر و بیزارند که این گونه کودکان هم برای خود و هم برای والدین و مربیانشان مشکل آفرین بوده و شناخت علل و انگیزه های این رفتار بسیار لازم و ضروری است. برای ریشه یابی رفتارهای چنین کودکانی باید علل مختلفی را که باعث پدیدآمدن این دسته از اختلافات رفتاری می شوند، مورد بررسی قرار داد که عبارتند از :

خانواده های از هم گسیخته

مشاجرات لفظی، نزاع و کشمکش، عدم تفاهم اخلاقی و عقیدتی، طلاق و متارکه، فوت یکی از والدین و... از جمله عواملی هستند که می توانند باعث از هم پاشیدگی نظام خانواده شوند. در این قبیل خانواده ها، هرج و مرج و بی نظمی به وضوح مشاهده می شود. علاوه بر این، باعث پدید آمدن بیماری های روحی و روانی و همچنین ترس، اضطراب و دلهره در اعضای خانواده ، بخصوص کودکان می گردد.

مردود شدن

1) ضعیف بودن در پایه تحصیلی

2) افت ناگهانی تحصیلی که باعث می شود کودک به مرور زمان از مدرسه گریزان شود.

بی علاقه بودن به درس و تحصیل

از جمله مسایلی است که سبب فرار کردن از مدرسه می شود و چون نسبت به آینده تحصیلی خود نا امید است به این نتیجه می رسد که رفتن به مدرسه برایش فایده ندارد. از این دسته از نوجوانان به طور معمول در خانواده های از هم گسیخته و متزلزل بیشتر به چشم می خورد.

ترس از تنبیه بدنی

باعث می شود نوجوان همیشه اضطراب درونی نسبت به مدرسه داشته باشد و آماده فرار از مدرسه باشد.

بی توجهی والدین

نسبت به کودکان و عدم اهمیت آنها به تحصیل و تربیت فرزندشان مقدمات فرار از مدرسه را تشکیل می دهد.

عدم رفاه مالی نوجوان و خانواده

باعث می شود که نوجوان خود را در برابر بقیه ضعیف تر پنداشته از همکلاسی های خود دوری جسته و باعث شود که از مدرسه فرار کند.

عدم توجه معلم به شاگرد و تبعیض قایل شدن

باعث می شود دیدگاه های منفی فکری در ذهنش ایجاد شده و مدرسه را دوست نداشته باشد.

پیشنهادات در جهت رفع مشکل فرار از مدرسه

1) تهیه کارنامه محرمانه برای هر یک از دانش آموزان به منظور آگاه شدن آموزگاران از وضعیت جسمانی و روانی آنها

2) آشنا شدن معلمان با خانواده های شاگردان جهت کمک به حل مشکلات آنان

3) برانگیختن انگیزه دانش آموزان برای روی آوردن به درس و مدرسه و مطالعات جانبی دیگر.

4) پرهیز از به کارگیری هرگونه تنبیه بدنی.

5) توجیه دانش آموزان به این مسأله که مدرسه خانه دوم شماست

6) کمک به دانش آموزان محروم و مستضعف

7) شناسایی به موقع کودکان عقب مانده ذهنی و معرفی سریع آنها به مدارس یا مراکز مخصوص تعلیم و تربیت

8) تبدیل مدارس و مراکز آموزشی به اماکن علمی- فرهنگی و ترتیب دادن اردوهای مختلف بازدید از مکان های دینی

9) ایجاد رابطه عاطفی و دوستانه به صورت مداوم از سوی کادر مدرسه با چنین دانش آموزانی.


کلمات کلیدی: